تبليغاتX
.گئجه یه دایانمیشام -




















.گئجه یه دایانمیشام

یوللار آپاردیلار سنی مندن آپاردیلار...

قرار نبود

 بمانم

که سر بگردانم و

ببینم

بادها  روسری ام را  که می دزدند

برای بیقراری دستان توست

..........

قرار بود

 برقصیم و    تمام شود

تو راست می گفتی

ماندن قرار نیست ،

قرار باشد.

نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 3:23 توسط نسیم کهنسال| |


Design By : Night Skin